پاسخ به سوال آخرین کتاب آخرین شاگرد چیست؟

لیست مجموعه ی این کتاب در زبان اصلی:

1.Revenge of the Witch

2.Curse of the Bane

3.Night of the Soul Stealer

4.Attack of the Fiend

5.Wrath of the Bloodeye

6.Clash of the Demons

7.Rise of the Huntress

8.Rage of the Fallen

9.Grimalkin the Witch Assassin

10.Lure of the Dead

11.Slither

12.I Am Alice

13.Fury of the seventh son

در کتاب های ترجمه به فارسی اسامی به این 

قرار اند:

1.انتقام جادوگر

2.طلسم بین

3.شب دزد ارواح

4.هجوم فیند

5.خشم چشم خونی

6.برخورد شیاطین

7.هجوم تاریکی

8.خشم پنهان

9.چوبه ی دار خون آشام

10.خشم هفتمین پسر

اثر جوزف دیلینی

 

در کمال تاسف باید گفت این کتاب به زبان اصلی دارای 13 جلد است اما در ترجمه به صورت ده جلد درآمده و کتاب "خشم هفتمین پسر"کتاب آخر است.در حقیقت ماجراهایی اصلی از جمله کتاب آلیس که از زبان خودش است و رویدادهایی که در دنیای تاریکی رخ می دهد بطور کامل حذف شده اند.

حذف یا سانسور بخش عظیمی به اندازه ی 3 کتاب بسیاری از طرفداران این کتاب را ناراحت کرده و واقعا موجب نارضایتی است. خود من هم جزو کسانی هستم که بسیار از این نشریه ی محبوب ناراحتم...

امیدوارم نشریه ی دیگری بیاید و همه را به طور کامل ترجمه کند.

 

*درحال حاضر سینمایی هفتمین پسر درست شده که آن به علت فرق بسیار بسیار زیادی که با داستان دارد واکنش طرفداران را به دنبال داشت و کاش هیچ وقت چنین چیزی ساخته نمی شد!

 

ماتیلدا

کتاب ماتیلدا

نوشته ی رولد دال (Roald Dahl)

این کتاب درباره ی دختری است مادر و پدرش از او خوششان نمی آید و اگر هم قرار است به فرزندانشان توجه کنند به برادر ماتیلدا توجه می کنند.

ماتیلدا از سن بسیار کم شروع به خواندن کتاب می کنند و خواندن را خودش یاد می گیرد و انقدر کتاب می خواند که به کتاب های بزرگسالان می رسد آن هم قبل از سن مدرسه

در اوایل کتاب به خواندن تلافی کردن های ماتیلدا برای مادر و بخصوص پدرش می پردازیم که بسیار جالب است و خلاقیت زیادی در نوشتنش به کار رفته طوری که پایین گذاشتن کتاب دشوار می شود.

اما حدودا در نیمه ی دوم کتاب گویا داستان شکلی دگر می گیرد و از خانواده ی ماتیلدا جدا می شود که این داستان زمانی است که ماتیلدا را به کلاس اول فرستادند در حالی که او تمام درس ها را بلد است.پس معلم او که بسیار دوستش می دارد به او اجازه می دهد هر کتابی که دوست دارد بخواند.در آن مدرسه خانم مدیری است که بسیار بسیار بسیار خشن و سخت گیر است و جوری که همه خطر مرگ را هم حس می کردند!

در این قسمت قضیه از جایی آغاز می شود که مدیر سر کلاس آمد و سوال هایی کرد و بسیار عصبانی شد.ماتیلدا که سر جایش نشسته بود به ظرف آبی که روی میز بود با چشمش نگاه کرد تا جایی که حس کرد هزاران دست نامرئی کمکش کردند و او توانست با چشمانش لیوان را روی میز برگرداند!

ماتیلدا بعد کلاس برای معلم آن را توضیح داد و به خانه ی او رفت.خانه ای بسیار فقیرانه به حدی که آب را از چاه می گرفت و خیلی خراب بود.وقتی ماتیلدا علت آن را پرسید او درباره ی مدیر مدرسه که در حقیقت عمه اش می شد گفت و اینکه تمام اموال پدرش را و خانه اش را از او گرفته و حتی اکثر حقوق معلمی اش را نیز دارد می گیرد.

این کتاب را بخوانید تا ببینید چگونه ماتیلدا با قدرت خارق العاده اش حق معلمش را می گیرد و تا آخر با او زندگی می کند.

جادوگرها

کتاب جادوگرها

نویسنده رولد دال(Roald Dahl)

برنده ی جایزه ی وایت برد

این کتاب قصه ی پسری است که طی حادثه ای مادر و پدرش را از دست می دهد و پیش مادربزرگش زندگی می کند.

در این کتاب جادوگر ها موجوداتی با شنل و سوار بر جارو نیستند!آنها خانم هایی به ظاهر مهربان اند!

مادربزرگش تمام وبژگی های جادوگرها را می گوید از جمله:همه ی آنها خانم اند،کفش نوک تیز می پوسند و حتی در تابستان هم دستکش می پوشند  و تف آنها آبی است! گاهی ماری نیز همراه دارند و بوی بچه های تمیز را راحت حس می کنند که از نظرشان بوی کثافت سگ می دهند! آنها به قدری از بچه ها متنفر بودند که طاقت دیدنشان را نداشتند و می خواستند هر طور شده جهان را از شر همه ب بچه ها پاک کنند.

مادربزرگ خود چند انگشتش را در کودکی توسط مار جادوگری از دست داد اما به موقع جان خودش را نجات داد.

شروع قضیه از آنجایی است که آنها در سفری در یک هتل می روند و پسر دو موش داشت که مادربزرگش به او داده بود اما مدیر هتل به او اجازه ی نگه داشتنش را نمی داد و دختر فضول هم سعی داشت تا مچش را بگیرد .پس به یک سالن بزرگ خلوت رفت و درون کمدش پنهان شد و با موش ها بازی کرد.

در این هنگام کم کم خانم هایی آمدند که جادوگرها بودند و هزاران جادوگر یک جا جمع شدند.پسر ترسید و دید که بسیار کثیف است و اگر صدایش را درنیاورد کسی هم متوجه حضورش درآنجا نخواهد شد.او شاید دیدن ماجرا و گفت و گو های وحشتناک رئیس جادوگر ها با سایر جادوگرها درباره ی نحوه ی از بین بردن بچه ها بودند.و حتی شاهد بود که محلول جدیدی آوردند در همان لحظه پسری آمد که گویا از قبل به او گفتند بیاید و بزور محلول را به خوراندند و او در عرض چند ثانیه تبدیل به موش شد.جادوگرها تصمیم داشتند همه ی بچه ها را تبدیل به موش کنند و از آنجا که همه از موش بدشان نی آید همه جا پر از تله موش می شد و خوانواده ها خودشان بچه های موش شده ی خود را می کشتند.

پسر شاهد این ماجرا و نقشه و گفت و گو هابود(حتما دعوت میشود خود کتاب را بخوانید که گفت و گوهایش هم بسیار جذاب بودند) و زمانی که جلسه تمام شد پسر درون کمد نفس راحت کشید و منتظر بود آنها زودتر بروند تا به مادربزرگش همه چیز را بگوید که یکی از جادوگر ها بو کشید و گفت:بوی کثافت سگ میاد...و متوجه کسی که در آنجا بود شدند و پیدایش کردند و او را هم...

حتما خواندن این کتاب توصیه می شود و در ادامه خواهید دید چطور پسر با کمک مادربزرگش جادوگرهای کشورش را نابود می کند.

غول بزرگ مهربان

کتاب غول بزرگ مهربان (Big Frind Giant) (BFG)

نوشته ی رولد دال (Roald Dahl)

موضوع داستان دختری است به نام سوفی که در یتیم خانه زندگی می کند.در یتیم خانه قوانینی است که شب ها نباید پرسه بزنند و یا از پنجره بیرون را نگاه کنند.شبی که سوفی خوابش نبرد از پنجره بیرون را نگاه کرد و هیبت بزرگی را دید که نزدیک یکی از پنجره های خانه ی اطراف بود و همانجا خشک شد تا آن غول نیز او را دید.سوفی ترسید و زیر پتو رفت و خواست باور کند که خواب دیده که ناگهان دستی آمد و پتویش را گرفت و او را که در پتو بود برد.

او با سرعت بسیار بسیار فراوان می رفت تا که بالاخره ایستاد و سوفی فهمید آن غول بسیار بزرگ در حقیقت کوچک ترین غول بین سایر غول ها بوده و غذایش فقط "خیار دماغی" است که گویا خیلی مزه ی بدی دارد.

سایر غول ها که چند برابر او بودند همگی آدم می خوردند و کیلومترها را در عرض چند ثانیه می پیمودند و به کشوری که مردمش مزه ی مورد علاقه ی آنها بود می رفتند.

غول بزرگ مهربان یا به اختصار غ ب م سوفی را گرفت چون ترسید او را لو بدهد و او را بگیرند.غ ب م به جایی می رفت و خواب می گرفت که هر کدام دارای ماجرایی بودند و از طریق شیپوری آن خواب ها و رویاهارا از پنجره نزدیک بچه های خوابیده فوت می کرد.که البته کابوس ها هم بودند.

سوفی که نمی توانست ببیند که سایر غول ها آدم ها را مثل نقل و نبات بخورند با غ ب م و خواب هایش نقشه ای کشید که پیش ملکه بروند...

 

*فیلم سینمایی این کتاب ساخته شده و می توانید ببینید و لذت ببرید :) 

اسامی مجموعه کتاب های رامونا

1.رامونا و خواهرش(رامونا و بیزس) 

2.رامونای آتش پاره

3.رامونای شجاع شجاع

4.رامونا و مادرش

5.رامونا و پدرش

6.رامونای هشت ساله

7.رامونا همیشه راموناست

8.دنیای رامونا

نویسنده:بورلی کلی یری (Beverly cleary)

برنده ی  جایزه ی نیوبری

این کتاب ها با نگرش روانشناختی نوشته شدند و رامونا را در سنین مختلف نشان میدهد.

از زمانی که کودکی یکدنده و لجباز و آتیش پاره ای بود تا سن نوجوانی

این کتاب ها به بهترین وجه افکار و علت رفتارهای رامونا را حتی بدترین رفتارش را نشان می دهد و به خوبی می توانید خود را جای او بگذارید و از افکار کودکانه اش لذت ببرید

در ادامه خلاصه ای از هر کدام قرار داده خواهد شد

 

سینمایی رامونا و بیزوس با بازی سلنا گومز ساخته شده و می توانید تماشا کنید :)

جلد اول دزد جادوگر

 دزد جادوگر کتاب اول

نوشته ی سارا پرینز

درباره ی پسر تنهایی به نام کانور که زندگی اش را با دزدی از افراد می گذراند.

از قضا روزی سنگ جادوگری را می دزدد و آن جادوگر که نوری بود برایش بسیار عجیب بود که پسرک زنده مانده زیرا دست زدن به سنگ جادوگری دیگر به مرگ می انجامید.

با آشنایی بیشتر آن دو باهم نوری کانور را به شاگردی می پذیرد و درس هایی به او می دهداما شرط شاگرد بودن پیدا کردن سنگ بود که خودش باید پیدا می شد و در غیر این صورت سایر جادوگران او را به رسمیت نمی شمردند.

او در آکادمی با روآن دختر دوشس آشنا می شود و آشنایی آنهایی تبدیل به دوستی می شود.سرانجام کان پس از جست و جوهای فراوان سنگ خود را در کاخ دوشس و از بزرگترین جواهر او پیدا می کند.

در این میان نوری متوجه می شود که سطح جادوی شهر بسیار پایین آمده و گویا کسی داشت آن را می گرفت در این ماجرای اصلی این کتاب است

هری پاتر و تالار اسرار آمیز(حفره ی اسرار) کتاب دوم

 

 

 

 

کتاب هری پاتر و تالار اسرار دومین کتاب از مجموعه ی هری پاتر است

قضیه از رفتن هری و دوستانش برای خرید کتاب ها و لوازم هاگ وارتز شروع می شود که در آنجا معلم جدید و تا حدی خودشیفته ی درس دفاع در برابر جادوی سیاهش را میبیند و در راه برگشت جینی خواهر کوچک رون کتاب هایش در برخورد با مالفوی می ریزد و مالفوی کتابی اضافه همراه کتاب های جینی به او پس می دهد.کتابی که در آخر موجب به خطر افتادن جان جینی می شود.

در هاگوارتز پس از شروع سال تحصیلی اتفاقات عجیبی رخ می دهد که موجب ترس همه می شود.خشک شدن دانش آموزان و نوشته های خونین روی دیوار باعث ایجاد ترس و دلهره می شود در حالی که همه به هری مشکوک اند زیرا در دوئلی که هری انجام داد اسنیپ ماری را بوجود آورد و از آنجایی که هری بوسیله زخمی که ولدمورت ایجاد کرده بود این توانایی را بوجود آورده بود همه او را از فرزندان اسلایترین می دانستند

مواردی که بر جذابیت این داستان افزود: آمدن موجودی به نام دابی که جن خانگی مالفوی ها بود و سعی داشت خطر را به هری گوشزد کند اما از آنجا که این جن ها نمی توانستند بر زد صاحب خود چیزی بگویند نتوانست هری را از رفتن به هاگوارتز منصرف کند و در نتیجه بلاهای زیادی بر سرشان آورد.نکته ی جالب درباره ی این موجودات این است که مجبور به انجام همه ی کارهای اربابشان هستن و حتی اگر کمی سرپیچی کنن خودشان را له شدت تنبیه میکنند.این موجودات در صورت گرفتن تکه لباسی از صاحبشان آزاد می شوند اما اکثر این موجودات علاقه ای به آزاد شدن ندارند.دابی جن خانگی است که به کمک هری و حرکت ناخواسته مالفوی آزاد و تا کتاب آخر همراه هری و در کمک به او خواهد بود.با صدا کردنشان هم به سرعت ظاهر می شوند.

مطلب دیگر خاصیت کتاب جادویی است که در حقیقت یکی از جان پیچ های ولدمورت بود و بعد نوشته شدن مطلبی به آن جواب می داد و این باعث نزدیکی زیاد جینی به کتاب شده بود.جان پیچ هایی که تکه ای از روح ولدمورت در آن بود.روح ولمورت هفت تکه شده بود و هدف دامبلدور و بعد از او، هری پاتر نابودی جان پیج های باقی مانده است.ققنوس پرنده ی دامبلدور که طبق تعاریف در زمان مرگش آتش می گیرد و از خاکسترش دوباره متولد می شود و اشکش شفا بخش است.در این کتاب بی گناهی هاگرید که باعث شده بود در کودکی از هاگوارتز اخراج شود آشکار شد.

معرفی کتاب هری پاتر و سنگ جادو کتاب اول

   

این کتاب نخستین کتاب از مجموعه ی هری پاتر است

هری پاتر پسری که در خانواده ای جادوگر به دنیا آمد و در نوزادی پدر و مادرش در راه محافظت از او در مقابل جادوگری به نام ولدمورت که قصد کشتن او را داشت کشته شدند

ولدمورت،جادوگر نقش منفی هنگام اجرای جادو برای کشتن هری به طرز معجزه آسایی جادو  پس از برخورد به پیشانی نوزاد به طرفش بر می گردد و جسم او را از بین می برد و روح او بدون جسم باقی می ماند.

طبق پیشگویی یکی از دو طرف یعنی یا ولدمورت یا هری پاتر دیگری را برای همیشه از بین می برد پس روح ولدمورت قصد دارد که هری را برای همیشه از بین ببرد

هری با از دست دادن خانواده اش نزد خاله اش فرستاده شد که خانواده ی آنها جادوگر نبودند و از جادوگر ها بسیار بدشان می آمد

در این داستان تفاوت های برخورد با هری و پسر خودشان، دادلی را به وضوح می توان حس کرد

هری که در نوزادی مادر و پدرش را از دست داده بود خبر نداشت که جادوگر است و کارهای عجیبش شوهرخاله اش را عصبانی می کرد و تا حدی می ترساند

وقتی هری به سن مدرسه رفتن رسید نامه هایی از مدرسه ی جادوگری نزدیکشان یعنی "هاگوارتز به دستشان می رسید که شوهرخاله اش اجازه ی خواندنشان را به او نمی داد

پس از حوادث مختلف و فهمیدن حقیقت و آشنایی اش با هاگرید و خرید لوازم جادوگری او در قطار با هرماینی گرنجر و رون ویزلی آشنا شد و ...

موضوع اصلی کتاب:سنگ جادو وسیله ای برای جاودانه کردن حیات بود و وسیله ای بود که با آن ولدمورت می توانست جسمی دوباره بگیرد

حاشیه های جذاب کننده داستان: دشمن پیدا کردنشان در همان سال اول، بوجود آوردن مسابقه جدیدی به نام کوییدیچ که با جاروی پرنده و سه توپ اجرا میشود که نحوه ی بازی همدر کتاب بیان شده،فقیر بودن خانواده ی ویزلی ها، درس خوان بودن بیش از حد هرماینی و وجود شخصیت اسنیپ که تا کتاب آخر به او به چشم دشمن نگاه می کردند  تا واقعیت آشکار شد و البته اذیت هایی که هری و دوستانش را می کرد بسیار خواندنی بود.مراحل مختلف و خطرناکی که سه دوست برای رسیدن به سنگ طی می کنند.شنل نامرئی کننده و آینه ای که کارش بیشتر از نشان دادن آرزو های افراد بود.علاقه ی هاگرید به حیوانات خانگی که باعث لو رفتن رازی شده بود و دشمنی های مالفوی و آنها که بر جذابت ماجرا می افزود

اسامی کتاب های هری پاتر

1.هری پاتر و سنگ جادو

2.هری پاتر و تالار اسرار(یا حفره ی اسرارآمیز)

3.هری پاتر و زندانی آزکابان

4.هری پاتر و جام آتش (دو جلد)

5.هری پاتر و محفل ققنوس (سه جلد)

6.هری پاتر و شاهزاده ی دورگه (دو جلد)

7.هری پاتر و یادگاران مرگ(یا قدیسان مرگبار) (دو جلد)

+نمایشنامه هری پاتر و کودک نفرین شده

نویسنده: جی.کی.رولینگ

در ادامه ی مطالب خلاصه ی هر کدام را بخوانید...